به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی در تجمع شبانه موکب پایگاه بسیج شهدای روحانی مرکز مدیریت حوزههای علمیه در ۴۵ متری صدوق(ره)، با اشاره به فرمایش امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره عبرت گرفتن از تاریخ اظهار داشت: امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید از گذشته عالم برای آینده آن عبرت بگیرید. برخی مقاطع تاریخی شبیه یکدیگر هستند؛ بنابراین عبرت گرفتن به این معناست که اگر تاریخ را مطالعه میکنید، در تاریخ نمانید، بلکه تحلیل کنید، قواعد آن را به دست آورید، علت پیروزیها و شکستها را بشناسید و از آن عبور کنید تا به دوران معاصر برسید و بتوانید آن را برای زمان خود به کار ببندید.
وی افزود: باید ببینیم کدام مقطع تاریخی شبیه دوران ماست. به نظر میرسد زمانه ما در برخی جهات شبیه دوران حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام در جنگ صفین است.
جنگ صفین؛ جنگی که بر امام علی علیهالسلام تحمیل شد
استاد حوزه علمیه قم با تشریح زمینههای جنگ صفین گفت: در آن زمان، جنگی به حضرت تحمیل شد و امام علی علیهالسلام خواهان جنگ با معاویه نبود. حضرت، شخصی به نام جریر بن عبدالله بجلی را فرستاد تا با معاویه صحبت کند و از او بپرسد چرا قلمروی حکومت اسلامی را که پس از بیعت با خلیفه جدید باید تحت حاکمیت او قرار گیرد، همچنان در اختیار خود نگه داشته است.
وی ادامه داد: معاویه، جریر بن عبدالله بجلی را مدت زیادی در شام معطل کرد و در همین مدت، برای شهرهای مختلف نامه نوشت، نیرو جمع کرد و ارتش خود را برای حمله به قلمرو حضرت آماده ساخت. وقتی حضرت دید جریر بن عبدالله دیر بازگشته و معاویه خود را برای جنگ با امیرالمؤمنین علیهالسلام آماده کرده است، مشخص شد که این جنگ بر حضرت تحمیل شده و ایشان در حال دفاع از حکومت خود است.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی افزود: وقتی جنگ صفین آغاز شد و معاویه دید در حال شکست خوردن است، ناگهان خود را طرفدار صلح معرفی کرد. او هنگامی که متوجه شد کارش در حال تمام شدن است، سخن از صلح به میان آورد؛ در حالی که پیش از آن تمام تلاش خود را برای حفظ قلمرو تحت اختیارش و مقابله با حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام به کار گرفته بود.
وی با اشاره به این مقطع تاریخی اظهار داشت: این نکته قابل توجه است که معاویه ابتدا برای جنگ نیرو جمع کرد و هنگامی که در آستانه شکست قرار گرفت، از صلح سخن گفت. حتی بنا بر این روایت، دو بار مرکب خود را خواست تا سوار شود و از میدان خارج شود.
مقایسه جنگ تحمیلی اخیر با ماجرای صفین
استاد حوزه علمیه قم در ادامه سخنان خود، به تطبیق این مسئله با شرایط معاصر پرداخت و گفت: اگر شرایط آن زمان را با انقلاب و جنگ تحمیلی اخیر مقایسه کنیم، شرایط مشابهی را میتوان مشاهده کرد. معاویه بهانه خود را مسئله قتل عثمان قرار داده بود و میگفت قاتلان عثمان باید تحویل داده شوند. در مورد آمریکا نیز بهانه، مسئله سلاح هستهای عنوان شد؛ اما در پشت این بهانه، مسئله سلطه قرار داشت.
از «جنگ و صلح» تا «دفاع و تسلیم»
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی در ادامه با اشاره به تحولات جنگ اخیر اظهار داشت: آمریکا پس از آغاز جنگ و مشاهده قدرت دفاعی ایران، موضع خود را تغییر داد و از آتشبس و صلح سخن گفت. حتی از سوی برخی واسطهها، پیامهایی درباره پایان دادن به جنگ و برقراری آتشبس منتقل شد.
وی افزود: اینجا میخواهم یک مقایسه دیگر انجام دهم؛ در لشکر حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام شخصی به نام اشعث بن قیس حضور داشت. اشعث در زمان رسول خدا(ص)، هنگامی که یمن فتح شد، مسلمان شد؛ اما پس از رحلت پیامبر(ص) و در شرایطی که برخی مناطق از اسلام بازگشتند، او نیز مرتد شد و همراه برخی دیگر علیه اسلام قیام کرد.
زمانی که خلیفه لشکری به فرماندهی خالد بن ولید برای مقابله با مرتدان آماده کرد و بر آنان غلبه یافت، اشعث که افراد قوم خود را در قلعهای گرد آورده بود، از قلعه خارج شد و درخواست امان کرد. او گفت من، همسر و فرزندانم را امان دهید و با ما کاری نداشته باشید؛ درباره این قبیله نیز هر کاری میخواهید انجام دهید.
این فرد چنین شخصیتی داشت؛ اهل معامله بود و در عرصه سیاست میتوانست شرایط را بسنجد. او فردی زیرک، زمانشناس، سخنور و بانفوذ بود و در دستگاه حکومت نیز حضور پیدا کرد. ابوبکر نیز با او تعامل کرد و بنا بر نقلهای تاریخی، خواهر اشعث را که یک چشمش نابینا بود، به عقد او درآورد و از وی خواست با حکومت همکاری کند. اشعث نیز در فتوحات بخشهایی از عراق و ایران مشارکت داشت.
در زمان خلافت عثمان، اشعث استاندار آذربایجان بود. وقتی امیرالمؤمنین علیهالسلام به حکومت رسید، نسبت به او اعتماد نداشت و بیم آن داشت که اموال بیتالمال را بردارد و به معاویه ملحق شود. حضرت برای او نامه نوشت و تأکید کرد مسئولیتی که در اختیار دارد طعمه نیست و باید اموالی را که در اختیار دارد به حکومت بازگرداند.
اختلاف اشعث با فرمانده منصوب امام علی علیهالسلام
اشعث در این موضوع مردد بود و به افراد قبیله خود نامه نوشت و نظر آنان را جویا شد. آنان به او گفتند آبرو و حیثیت ما را نبر؛ اگر به معاویه ملحق شوی، چون از بزرگان و مشاهیر قبیله ما هستی، آبروی ما خواهد رفت. در نهایت، اشعث نزد حضرت آمد، اموال را تحویل داد و با امیرالمؤمنین علیهالسلام بیعت کرد.
پس از ورود اشعث به کوفه، امام علی علیهالسلام فردی به نام حُسّان بن مخدوج را فرمانده قبیله ربیعه و کنده در جنگ صفین قرار داد. اشعث از این تصمیم ناراحت شد و گفت من بزرگ قبیله کنده هستم؛ چرا باید فردی از قبیله دیگر فرمانده باشد؟
در کوفه بر سر این مسئله اختلاف ایجاد شد. طرفداران اشعث میگفتند لباس فرماندهی کنده جز بر قامت او نمیآید و مخالفانش معتقد بودند باید عزل شود. این اختلاف بالا گرفت و حتی برخی شاعران نیز در حمایت از یکی از طرفین وارد ماجرا شدند.
معاویه نیز از این اختلاف مطلع شد و به برخی شاعران که از او فرمان میبردند، نامه نوشت و از آنان خواست این اختلاف را بیشتر کنند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام وقتی دید اگر اندکی دیگر صبر کند، اختلاف در کوفه افزایش مییابد و معاویه نیز از صفین جلوتر آمده و قلمرو حضرت را تهدید میکند، مجبور شد اشعث را نیز در ساختار فرماندهی قرار دهد.
«اشعث در حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام نقشی شبیه عبدالله بن اُبی داشت»
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی با اشاره به دیدگاه ابنابیالحدید درباره جایگاه اشعث گفت: ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا در حکومت امام جامعه، فردی با چنین ویژگیهایی در جایگاه مهم قرار گرفت؟ ابنابیالحدید درباره نقش اشعث بن قیس در حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام تعبیری دارد و میگوید نقش اشعث در حکومت حضرت مانند نقش عبدالله بن اُبی در حکومت رسول خدا(ص) در مدینه بود.
عبدالله بن اُبی سرکرده منافقان مدینه بود و ابنابیالحدید، نقش اشعث را در حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام با او مقایسه کرده است. اشعث فرمانده بخش قابل توجهی از لشکر حضرت بود و در یکی از حساسترین جنگهای تاریخ اسلام حضور داشت.
فرماندهی لشکر در آن زمان به بخشهایی مانند میمنه، میسره، قلب و ساق تقسیم میشد و اشعث نیز فرمانده بخشی از سپاه بود. قبایل کنده و ربیعه نیز از قبایل جنگاور و قدرتمند بودند و حضرت امیر علیهالسلام در جنگهای خود از نیروهای یمنی آنان استفاده میکرد.
ماجرای «لیلةالهریر» و آغاز نقشآفرینی اشعث
وی با اشاره به روند جنگ صفین گفت: جنگ صفین حدود ۱۱۰ روز طول کشید و نزدیک به ۹۰ عملیات در آن انجام شد و بنا بر برخی گزارشها حدود ۳۰ هزار نفر کشته شدند. اگر مجروحان را نیز در نظر بگیریم، خسارت انسانی بسیار سنگین بود و تقریباً در هر خانهای عزاداری وجود داشت.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی ادامه داد: در چنین شرایطی، معاویه وقتی دید مردم خسته شدهاند، برادر خود عتبة بن ابیسفیان را نزد اشعث فرستاد. در آن زمان، پس از پایان عملیاتها، نیروها برای انتقال کشتهها و مجروحان و گفتوگو با یکدیگر فرصت پیدا میکردند.
وی افزود: عتبه نزد اشعث رفت و به او گفت معاویه میگوید اگر بخواهم با علی (علیه السلام) صحبت کنم، تنها شخصیتی که میتوانم با او گفتوگو کنم و کار به دست اوست، تو هستی. اشعث در پاسخ گفت اگر قرار است مذاکرهای صورت گیرد، من نیز شما را نزد علی(علیه السلام) میبرم.
استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این وضعیت ادامه پیدا کرد تا اینکه شبی عملیات بسیار سنگینی رخ داد که از آن با عنوان «لیلةالهریر» یاد شده است. برخی مورخان شدت آن شب را بهگونهای توصیف کردهاند که گویی صخرههای کوه به یکدیگر برخورد میکردند.
«اگر جنگ ادامه پیدا کند، نسل عرب نابود میشود»
در میانه همان شب، ناگهان در گوشهای از لشکر اشعث شروع به سخنرانی کرد. او خطاب به مردم گفت: ای مسلمانان، دیدید روز گذشته چه رخ داد و چگونه نسل عرب به نابودی گرایید. به خدا سوگند، تا آنجا که خدا خواسته عمر کردهام، اما هرگز مانند این روز را ندیدهام. اگر فردا نیز به همین صورت ایستادگی کنیم، نسل عرب نابود خواهد شد و حرمتها شکسته میشود.
اشعث تأکید کرد که این سخن را از ترس مرگ نمیگوید، زیرا مردی سالخورده است؛ بلکه از زنان و فرزندان هراس دارد که پس از کشته شدن آنان، در اختیار دشمن قرار گیرند. او ادامه داد که این جنگ باید پایان یابد و نمیتوان تا این اندازه هزینه پرداخت کرد. وقتی لشکر حضرت این سخنان را شنید، بهشدت سست شد؛ زیرا فرمانده آنان چنین سخنی را مطرح میکرد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در برابر این شرایط فرمود: «ای مردم، کار شما و دشمن به این نقطه حساس رسیده است و چیزی جز آخرین نفس از این قوم باقی نمانده است؛ پس مقاومت کنید تا خدا میان ما و آنان حکم کند و او بهترین حکمکنندگان است.» تشخیص حضرت این بود که در آستانه پیروزی قرار دارند و اگر اندکی مقاومت کنند، شکست نهایی بر دشمن تحمیل خواهد شد.
تطبیق ماجرای اشعث با ادبیات «جنگ و صلح»
وی با اشاره به تحلیل رهبر معظم انقلاب درباره مقاومت گفت: امروز نیز تحلیل رهبر ما این است که مقاومت باید ادامه پیدا کند و وعدههایی نیز درباره پیروزی در این جنگ مطرح شده است. اگر مقاومت ادامه پیدا کند و فشار بر دشمن استمرار یابد، بهزودی توان مقاومت آنها از بین خواهد رفت.
استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: در چنین شرایطی، وقتی برخی افراد سخنرانی میکنند و از «معادله جنگ و صلح» سخن میگویند، باید دید این مسئله تا چه اندازه با رفتار اشعث در صفین شباهت دارد.
وی ادامه داد: کسی که تا همین چند روز قبل از ضرورت ایستادگی در برابر تجاوز سخن میگفت، ناگهان میگوید جنگ تا کی؟ با جنگ که کار درست نمیشود و باید میان جنگ و صلح انتخاب کرد. حتی به رهبر انقلاب اشاره میشود که ایشان بر ادامه مقاومت تأکید دارند و در مقابل گفته میشود باید نظر مردم را درباره جنگ جویا شد.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی افزود: این افراد شرایط جامعه را رصد میکنند؛ یک نفر برای خرید میوه میرود و با افزایش قیمت مواجه میشود، دیگری برای خرید گوشت یا تعمیر خودرو با گرانی مواجه میشود و ناراضی است. از نگاه گوینده، در چنین شرایطی، برخی تلاش میکنند از خستگی جامعه استفاده کنند و همان کاری را انجام دهند که اشعث در حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام انجام داد.
«دوگانه واقعی، جنگ و صلح نبود؛ دفاع و تسلیم بود»
وی با تأکید بر اینکه در ماجرای صفین، دوگانه جنگ و صلح از نگاه او دوگانهای ساختگی بود، گفت: این دوگانه دروغ بود؛ زیرا امام علی علیهالسلام در حال دفاع از حکومت اسلامی بود و معاویه متجاوز بود. او یک منطقه را در اختیار گرفته و آن را تحویل نمیداد و با بهانه قتل عثمان به قلمرو حضرت حمله کرده بود. بنابراین دوگانه واقعی، «دفاع و تسلیم» بود؛ اما اشعث و جریان مشابه او، از خستگی مردم و طولانی شدن جنگ استفاده کردند و این دوگانه را به «جنگ و صلح» تبدیل کردند.
استاد حوزه علمیه قم گفت: امام علی علیهالسلام و یارانی مانند مالک اشتر، حُجر بن عَدی و دیگران معتقد بودند باید مقاومت کرد؛ اما عدهای با استفاده از خستگی مردم گفتند اکنون زمان صلح است و نباید جنگ ادامه پیدا کند.
ماجرای حکمیت و کنار گذاشتن مالک اشتر
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی با اشاره به ماجرای حکمیت اظهار داشت: در اثر بیبصیرتی بخشی از مردم، عدهای به حضرت فشار آوردند که مالک اشتر را بازگرداند و مذاکره را بپذیرد.
وی افزود: وقتی از حضرت پرسیدند چه کسی از طرف شما مسئول مذاکره باشد، حضرت فرمود مالک اشتر باید رئیس تیم مذاکرهکننده باشد. اما برخی گفتند مالک اشتر تندرو و انقلابی است و نباید در این جایگاه قرار گیرد. حضرت ابنعباس را پیشنهاد کرد، اما آنان ابنعباس را نیز نپذیرفتند. در نهایت گفتند ابوموسی اشعری باشد. حضرت پرسید چرا؟ گفتند او با جنگ مخالف بوده و از ابتدا جنگ را قبول نداشته است. به این ترتیب، دوگانه جنگ و صلح آنقدر تقویت شد که امام علی علیهالسلام و یارانش جنگطلب معرفی شدند و طرف مقابل، صلحطلب. در نتیجه، مذاکره انجام شد و در ماجرای حکمیت نیز ابوموسی اشعری فریب خورد.
اشعث؛ از درون حکومت تا تضعیف مقاومت
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی خاطرنشان کرد: اشعث بن قیس کسی بود که از درون، حکومت حضرت را تهی کرد و مقاومت آن را از بین برد. او پس از شکست حکمیت، در خانه ننشست و از حکومت کنار نکشید؛ همچنان در لشکر حضرت حضور داشت.
وی افزود: وقتی امام علی علیهالسلام تصمیم گرفت دوباره با معاویه بجنگد، اشعث باز هم در لشکر حضرت حضور پیدا کرد. در همین زمان، خبر رسید خوارج در کوفه عبدالله بن خباب و همسر باردارش را کشتهاند.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به شکلگیری جریان خوارج گفت: خوارج ابتدا به حضرت گفته بودند حکمیت را بپذیرید، اما بعد شعار «لا حکم إلا لله» سر دادند و گفتند چرا حکمیت را پذیرفتید. آنان معتقد شدند هر کس حکمیت را پذیرفته باشد، مرتکب گناه کبیره شده و کافر است.
وی ادامه داد: هنگامی که عبدالله بن خباب را متوقف کردند، از او پرسیدند علی(علیه السلام) مسلمان است یا کافر و او پاسخ داد مسلمان است؛ سپس او را به شهادت رساندند. حضرت فرمود ابتدا باید ریشه این جریان را از بین ببریم؛ زیرا نمیتوان در حالی که کوفه ناامن است، به جنگ معاویه رفت.
بازگشت اشعث و ضربه دوم به حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی افزود: پس از پایان این درگیری، حضرت فرمود دوباره برای جنگ با معاویه حرکت کنیم. در اینجا اشعث برای بار دوم ضربهای به حکومت حضرت زد. او سخنرانی کرد و گفت اجازه دهید ابتدا به کوفه برویم و سری به زن و فرزندان خود بزنیم؛ زیرا مدتی است از آنان دور بودهایم و ممکن است رفتوبرگشت ما تا دو ماه طول بکشد.
وی ادامه داد: حضرت پذیرفت و نیروها به کوفه رفتند. امام علی علیهالسلام نیز به نخیله که پادگانی در اطراف کوفه بود، رفت و اعلام کرد منتظر بازگشت آنان است؛ اما هفته اول گذشت و نیامدند، هفته دوم و سوم نیز گذشت و آنان برای جنگ با معاویه بازنگشتند.
این استاد حوزه علمیه قم گفت: در نتیجه، حکومت حضرت دچار ضعف شد و معاویه پس از مشاهده اینکه نیروها برای جنگ نمیآیند، غارات را آغاز کرد و به شهرهای مختلف قلمرو حضرت حمله کرد و آنها را مورد تعرض قرار داد.
وی افزود: حتی به کاروان حجاج در اطراف کوفه حمله شد و ناامنی در قلمرو حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام گسترش یافت.
اعتراض امیرالمؤمنین علیهالسلام به اشعث
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی در ادامه با اشاره به یکی دیگر از مواجهههای امام علی علیهالسلام و اشعث اظهار داشت: یک روز حضرت در مسجد در حال سخنرانی بود و از وضعیت ایجادشده ناراحت بود و میفرمود اشتباه کردیم که حکمیت را پذیرفتیم و جنگ صفین را متوقف کردیم و به سمت مذاکره و صلح رفتیم. در همین هنگام، اشعث گفت نه، اشتباه نکردیم و کار درستی انجام دادیم. حضرت در پاسخ به او فرمود: تو چه میدانی چه چیزی به سود من و چه چیزی به زیان من است؟
استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: حضرت سپس او را مورد خطاب قرار داد و عباراتی تند درباره نفاق و پیشینه او بیان کرد و به سابقه ارتدادش اشاره فرمود و گفت: تو یک بار در کفر و یک بار دیگر در اسلام اسیر شدی؛ یعنی یک بار در دوران کفر اسیر مسلمانان شدی و بار دیگر پس از اسلام آوردن، مرتد شدی و دوباره به اسارت درآمدی.
وی افزود: حضرت در ادامه به ماجرای درخواست امان اشعث برای خود، همسر و فرزندانش اشاره کرد و فرمود کسی که قبیله خود را در برابر شمشیرها قرار دهد و مرگ را به سوی آنان بکشاند، سزاوار است که بستگانش بر او خشم گیرند.
ضرورت تطبیق تاریخی؛ «اشعثها فقط متعلق به گذشته نیستند»
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی گفت: دوگانه جنگ و صلح در شرایطی که دوگانه واقعی دفاع و تسلیم است، همان کاری است که اشعث و معاویه انجام دادند و نمونههایی از آن در انقلاب ما نیز تکرار شده است. ممکن است گفته شود چرا تاریخ را با زمان خود تطبیق میکنید و چرا برخی افراد را با اشعث مقایسه میکنید؟ پاسخ این است که خود امیرالمؤمنین علیهالسلام ما را به عبرت گرفتن از تاریخ دعوت کرده است.
این استاد حوزه علمیه قم با استناد به آموزههای قرآن کریم اظهار داشت: قرآن میفرماید «لَقَدْ کانَ فی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبابِ»؛ اگر قرآن میگوید از داستانهای گذشتگان عبرت بگیرید، یعنی باید بتوانیم قواعد و الگوهای آن را بشناسیم و در زمان خود نیز به کار ببریم.
وی تصریح کرد: وقتی گفته میشود عملکرد یک فرد در جامعه امروز از جهتی شبیه عملکرد اشعث بن قیس است، معنایش این نیست که او از تمام جهات مانند اشعث است یا همان سوابق را دارد. وجه شبه میتواند در یک رفتار و یک الگوی سیاسی باشد؛ برای مثال، فرماندهای که نظام محاسباتی او در جنگ اشتباه است و در شرایطی که جبهه حق در آستانه پیروزی قرار دارد، دوگانه «جنگ و صلح» را مطرح میکند، از این جهت با اشعث شباهت پیدا میکند.
«اشعث در کنار امام علی علیهالسلام بود، اما به حکومت ضربه زد»
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی ادامه داد: اشعث در حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام حضور داشت و حتی از بستگان حضرت بود. او فقط فردی بیرون از حکومت نبود؛ بلکه در ساختار حکومت حضور داشت و بعدها دختر او همسر امام حسن علیهالسلام شد.
وی افزود: به گفته برخی منابع تاریخی، پس از شهادت امام علی علیهالسلام ، اشعث در جامعه حضور داشت و حتی در تشییع و مراسم مربوط به حضرت نیز حاضر بود؛ در حالی که درباره نقش او در حوادث منتهی به شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام گزارشها و ابهامهایی مطرح شده است.
استاد حوزه علمیه قم گفت: بر اساس برخی گزارشهای تاریخی، اشعث در پشت صحنه ارتباطاتی با ابنملجم داشته است؛ هرچند در آن زمان اسناد کافی برای اثبات و افشای این نقش وجود نداشت و بعدها برخی مورخان به این موضوع پرداختهاند.
وی خاطرنشان کرد: اشعث پس از صلح امام حسن علیهالسلام نیز در جامعه بهعنوان یک چهره شناختهشده حضور داشت و حتی بنا بر برخی گزارشها، امام حسن علیهالسلام بر پیکر او نماز خواند. این مسئله نشان میدهد که افراد نفوذی لزوماً چهرههایی نیستند که از ابتدا و بهصورت آشکار در برابر حکومت قرار گرفته باشند.
امتداد یک الگو در نسل بعد؛ نقش فرزندان اشعث در واقعه عاشورا
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی در ادامه به نقش فرزندان اشعث در واقعه عاشورا اشاره کرد و گفت: اشعث دو پسر داشت که در منابع با نامهای قیس و محمد از آنان یاد شده است و هر دو در حوادث عاشورا حضور داشتند. یکی از پسران اشعث برای امام حسین علیهالسلام نامه نوشت و از حضرت خواست به کوفه بیاید و وعده داد که آنان نعمان بن بشیر، والی کوفه، را کنار خواهند زد و از امام حمایت خواهند کرد؛ اما در روز عاشورا، امام حسین علیهالسلام مشاهده کرد که فرماندهی بخشی از سپاه دشمن در اختیار همان فرد قرار دارد.
استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: امام حسین علیهالسلام او را خطاب قرار داد و درباره نامهای که برای حضرت فرستاده بود، سؤال کرد. او منکر شد و حضرت فرمود دروغ میگویی؛ این نامه از سوی توست.
وی گفت: پسر دیگر اشعث نیز در ماجرای مسلم بن عقیل نقش داشت. مسلم در خانه هانی بن عروه پناه گرفته بود و این فرد با ماجرا ارتباط پیدا کرد و در نهایت در روند دستگیری مسلم نقش داشت.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی افزود: وقتی مسلم بن عقیل نیروهای خود را در برابر دارالاماره جمع کرد، عبیدالله بن زیاد به پسر اشعث پرچمی داد و گفت اعلام کن هر کس زیر این پرچم بیاید، در امان خواهد بود. با این وعده، تعدادی از یاران مسلم از اطراف او جدا شدند.
وی ادامه داد: پس از آن، مسلم تنها ماند و سرانجام دستگیر شد. حتی در لحظات پایانی نیز به او امان داده شد و او را نزد عبیدالله بن زیاد بردند و در نهایت به شهادت رسید.
«امثال اشعث، معاویه و شمر در تاریخ تکرار میشوند»
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به سخنان شهید مطهری اظهار داشت: شهید مطهری بر این نکته تأکید کرده است که امثال اشعث، معاویه و شمر، افراد تکدانه تاریخ نیستند؛ بلکه در تاریخ، انسانهایی با این ویژگیها در دورههای مختلف ظهور میکنند.
وی افزود: ممکن است بعد از هزار سال جرئت کنیم بگوییم اشعث بد بود؛ اما هنر این نیست. هنر آن است که انسان در زمان خود بتواند اشعث را بشناسد و تشخیص دهد چه کسی همان نقش را ایفا میکند.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی گفت: اگر در زمان بنیاسرائیل، افرادی رفتار اشعث را با رفتار سامری مقایسه میکردند و وجه شباهتها را برای مردم توضیح میدادند، ممکن بود بصیرت عمومی افزایش پیدا کند و تاریخ به شکل دیگری رقم بخورد.
هشدار درباره تغییر نظام محاسباتی افراد
وی با اشاره به مفهوم «تغییر نظام محاسباتی» اظهار داشت: امروز نیز ممکن است افرادی سالها در کنار انقلاب، امام و رهبر انقلاب بوده باشند و مسئولیتهای مختلفی داشته باشند، اما این بهتنهایی مانع از آن نیست که در یک مقطع، تحلیل و نظام محاسباتی آنان تغییر کند. ممکن است برخی افراد در گذشته در کنار نظام و مسئولان آن بوده باشند و حتی مسئولیتهای مهمی داشته باشند؛ اما اگر امروز محاسبات آنان تغییر کرده باشد، باید نسبت به پیامدهای این تغییر محاسبات حساس بود.
وی گفت: درباره برخی افراد، ممکن است سندی وجود نداشته باشد که نشان دهد با دشمن برای براندازی زدوبند کردهاند؛ بنابراین نمیتوان بدون سند آنان را خائن نامید. اما میتوان گفت اگر نظام محاسباتی فردی تغییر کرده باشد، باید نسبت به آثار و پیامدهای رفتار او هشدار داد.
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی ادامه داد: چنین افرادی میتوانند ضربهای به حکومت اسلامی بزنند که دشمن خارجی بهتنهایی قادر به وارد کردن آن نیست. باید از این مسئله ترسید که چنین جریانهایی زمینه ضربههای بزرگتر را فراهم کنند.
«تاریخ نشان میدهد خطر همیشه از بیرون حکومت نیست»
وی افزود: اشعث در خانه امام علی علیهالسلام رفتوآمد داشت، در ساختار حکومت حضور داشت و با امام حسن علیهالسلام نسبت خانوادگی پیدا کرد؛ اما بعدها گزارشهایی درباره ارتباط او با جریان ترور امیرالمؤمنین علیهالسلام مطرح شد. بنابراین باید توجه داشت که خطر همیشه از بیرون حکومت وارد نمیشود.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به حساسیت مسائل امنیتی پیرامون رهبران جامعه اظهار داشت: وقتی نسبت به اطرافیان و حلقههای پیرامونی مسئولان و رهبران حساسیت وجود دارد، این موضوع را نباید ساده تلقی کرد؛ زیرا تاریخ نشان داده است افرادی که در ظاهر در کنار جبهه حق حضور دارند، ممکن است در مقطعی نقشهای دیگری ایفا کنند.
از «اشعثهای زمان» تا ایجاد نارضایتی اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی در بخش پایانی سخنان خود با هشدار نسبت به آنچه «اشعثهای زمان» خواند، گفت: باید از کسانی که در شرایط جنگی، با تکیه بر خستگی جامعه، دوگانه جنگ و صلح ایجاد میکنند، بهشدت ترسید؛ زیرا ممکن است این جریان به تدریج میدان را خلوت و زمینه را برای آشوبهای خیابانی فراهم کند. برخی جریانهای فرهنگی و اجتماعی نیز میتوانند در این فرآیند نقش بسترساز داشته باشند.
این استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: اگر جامعهای در شرایط فشار اقتصادی و اجتماعی قرار داشته باشد و همزمان جریانهایی تلاش کنند از نارضایتیهای موجود استفاده کنند، امکان شکلگیری اعتراضات و آشوبهای اجتماعی افزایش پیدا میکند.
وی گفت: برخی فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی و برخی نارضایتیهای اقتصادی ممکن است در صورت پیوند خوردن با یکدیگر، به بحرانهای اجتماعی تبدیل شوند و باید نسبت به این مسئله هوشیار بود.
ضرورت بازخوانی تاریخ برای شناخت فتنهها
حجتالاسلام والمسلمین سلیمانی تأکید کرد: هدف از طرح این مباحث، صرفاً بازخوانی یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه باید از تاریخ برای شناخت الگوهای تکرارشونده استفاده کرد.
وی خاطرنشان کرد: اگر امروز درباره نقش اشعث و عملکرد او سخن میگوییم، باید بتوانیم الگوی رفتاری او را بشناسیم؛ اینکه چگونه فردی میتواند در داخل جبهه حق حضور داشته باشد، در ساختار قدرت مسئولیت بگیرد، در میان مردم نفوذ داشته باشد، اما در یک مقطع حساس با استفاده از خستگی جامعه، محاسبات مردم را تغییر دهد و مقاومت را تضعیف کند.
استاد حوزه علمیه قم افزود: مرور این حوادث برای کسانی که در میدان دفاع از نظام حضور دارند، اهمیت دارد؛ زیرا اگر تاریخ بهدرستی خوانده و تطبیق داده شود، میتواند موجب افزایش بصیرت و جلوگیری از تکرار تجربههای تلخ گذشته شود.
وی در پایان گفت: همانگونه که اشعث در شرایط حساس جنگ صفین، دوگانه «دفاع و تسلیم» را به «جنگ و صلح» تبدیل کرد و از خستگی جامعه بهره گرفت، باید مراقب بود که در شرایط امروز نیز چنین الگوهایی تکرار نشود و جامعه، میان دفاع از خود و تسلیم در برابر دشمن، دچار خطای محاسباتی نشود.
انتهای پیام










نظر شما